تبليغاتX
دوستی و عاشقانه

دوستی و عاشقانه

بی وفا

 

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد
نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد

شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟

چه می‌کنی اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد ...

رها کنی، برود، از دلت جدا باشد
به آنکه دوست‌ترش داشته ... به آن برسد

رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد

گلایه‌ای نکنی بغض خویش را بخوری
که هق هق تو مبادا به گوششان برسد

خدا کند که ... نه! نفرین نمی‌کنم که مباد
به او که عاشق او بوده‌ام زیان برسد

خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 7:53  توسط مهدی  | 

بازی شگفت انگیز مغز

۱ـابتدا به نقطه ی متحرک صورتی خیره شوید

۲ـحال به علامت مشکی نگاه کنید حال نقطه ها را سبز می بینید

۳ـحالا به نقطه های صورتی مدت بیشتری نگاه کنید

۴ـحال نقطه های صورتی محو می شوند

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 18:7  توسط مهدی  | 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ ............ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 10:26  توسط مهدی  | 

عشق واقعی

کما

یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم
ثابت کنی؟

نه! من میخوام دلیلتو بگی
,باشه.. باشه!!! باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

: ختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت


پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم



گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام

اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم


اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه

عاشق تو بودن وجود نداره



عشق دلیل میخواد؟
نه!معلومه که نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم

عشق واقعی هیچوقت نمی میره


این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره


عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم


ولی عشق کامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب
حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه
پس دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 8:44  توسط مهدی  | 

عشق

عشق

گفتمش در عشق پا برجاست دل
گر گشایی چشم دل، زیباست دل

گر تو ذورحمان شوی دریاست دل
بی تو شام بی فرداست دل

دل زعشق روی تو حیران شده
در پی عشق تو سرگردان شده

گفت در عشقت وفادارم بدان
من تو را بس دوست میدارم بدان

شوق وصلت را بسر دارم بدان
چون تویی مخمور خمارم بدان

با تو شادی می شود غم های من
با تو زیبا می شود فردای من

گفتمش عشقت به دل افزون شده
دل زجادوی رخت افزون شده

جز تو هر یادی به دل مدفون شده
عالم از زیبایی ات مجنون شده

بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش
طعمه بوسه از سرم برد عقل و هوش

در سرم جز عشق او سودا نبود
بهر کس جز او در این دل جا نبود

دیده جز بر روی او بینا نبود
همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود

خوبی او شهره آفاق بود
در نجابت در نکوهی طاق بود

روزگار اما وفا با ما نداشت
طاقت خوشبختی ما را نداشت

پیش پای عشق ما سنگی گذاشت
بی گمان از مرگ ما پروا نداشت

آخر این قصه هجران بود و بس
حسرت و رنج فراوان بود و بس

یار ما را از جدایی غم نبود
در غمش مجنون عاشق کم نبود

بر سر پیمان خود محکم نبود
سهم من از عشق جز ماتم نبود

با من دیوانه پیمان ساده بست
ساده هم آن عهد و پیمان را شکست

بی خبر پیمان یاری را گسست
این خبر ناگاه پشتم را شکست

آن کبوتر عاقبت از بند رست
رفت و با دلدار دیگر عهد بست

با که گویم او که هم خون من است
خصم جان و تشنه خون من است

بخت بد بین وصل او قسمت نشد
این گدا مشمول آن رحمت نشد

آن طلا حاصل به این قیمت نشد
عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست

با چنین تقدیر بد تدبیر نیست
از غمش با دود و دم همدم شدم

باده نوش غصه او من شدم
مست و مخمور و خراب از غم شدم

ذره ذره آب گشتم کم شدم
آخر آتش زد دل دیوانه را

سوخت بی پروا پر پروانه را
عشق من از من گذشتی خوش گذر

بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن زسر

دیشب از کف رفت فردا را نگر
آخر این یک بار از من بشنو پند

بر منو بر روزگارم دل مبند
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود

عشق دیرین گسسته تار و پود
گرچه آب رفته باز آید به رود

ماهی بیچاره اما مرده بود
بعد از این هم آشیانت هر کس است

باش با او یاد تو ما را بس است

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 8:40  توسط مهدی  | 

دعوت وبلاگ دوستان

در اینجا به وبلاگ یکی از دوستانم می روید

در صورتی دوست دارید شما هم به لیست دوستان اضافه شوید در قسمت نظر اسم و سن و ادرس وب خود را درج کنید                         با تشکر

 www.ghader2009.blogf.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 18:12  توسط مهدی  | 

دوست و همسر یابی

اگه دوست دارین به لیست همسر یا دوست یابی ما اضافه شوید تنها کافیست به قسمت نظر بروید و اسم   سن و شهر خود را نوشته تا نویسنده وبلاگ شمارا به لیست خود اضافه کند و در صورتی که از یکی از اعضا خوشتان امد نیز باید در نظر اسم ان شخص را قید کنید.

توجه داشته باشید که آدرس وب خود را بنویسید تا در صورت پیدا شدن دوست یا همسر مورد نظر شما به شما اطلاع داده شودو مشخصات دوست یا همسر مورد نظر خود را در قسمت نظر بنویسید                                                            باتشکر از انتخاب شما ...............

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 14:8  توسط مهدی  | 

شعر يك عاشق

گفتم نرو پرپر میشم

گفتی: میخوام رها باشم

گفتم: آخه عاشق شدم

گفتی:میخوام تنها باشم

گفتم: دلم

گفتی: بسوز

گفتی: یه عمری باز هنوز

گفتم: پس عمرم چی

گفتی: هدر شد شب و روز

گفتم: آخه داغون میشم

 گفتی: به من خوش میگذره

گفتم: بیا چشمام تویی

گفتی: آخر کی میخره

گفتم: منو جنس میبینی؟

گفتی: آره بی قیمتی

گفتم: یه روز کسی بودم

با من نکن بی حرمتی

گفتم: صدام میمیره باز

گفتی: با درد بسوز بساز

گفتم : حالا که پیر شدم

گفتی: که از تو سیر شدم

گفتم: تمنا میکنم

گفتی: میخوام خردت کنم

گفتم: بیا بشکن تنو

گفتی: فراموش کن منو

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 14:3  توسط مهدی  | 

عاشق ساكت

عشق فقط گفتن نیست

گاهی سکوته

گاهی تماشا

***********************

هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 13:51  توسط مهدی  | 

مناجات با خدا

خدایا....

خدايا صداي تنهاييم را بشنو

 

امروز من ماندم و تو و سكوتي كه احساس خفگي را در اين چهار ديواري زنده مي كند...

خدايا امروز ديگر هيچ كس به خاطر من و به ياد من از خواب بيدار نمي شود

همه رفته اند و من با خاطرات آنها ام

مي داني در اين درياي بي ساحل مثل قايقي سرگردان اسير امواج شده ام

پس تنهايم نگذار

تو بيشتر از همه مي داني كه تنهايي مرا از پا در خواهد آورد

پس دستانم را بگير

مي دانم تومعنای  تنهايي را مي فهمي ...

پس كمكم كن

 

 

دوباره باید برم سفر

خسته شدم از هرچی مسافرته

اما دیگه چاره ندارم

پس تا یه چند روزی خدافظعكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 23:25  توسط مهدی  | 

دوستان را ياد كردن عار نيست

قيمت كاغذ كه صد دينار نيست

دوستان را ياد كن تا زنده اي

بعد مردن دوستي در كار نيستعكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 19:35  توسط مهدی  |